عماد الدين حسن بن علي الطبري

94

مناقب الطاهرين ( فارسي )

آمد . چنان كه كودكان كنند بر دوش رسول ( ص ) مىجست و دست در گردن آن حضرت مىكرد و از رسول ( ص ) در مىآويخت . ملك گفت : اى رسول خدا ، وى را دوست دارى ؟ گفت : نعم . ملك گفت : امّت تو وى را بكشند . و اگر خواهى از خاك مقتل وى به تو آرم . در حال ، مشتى خاك سرخ رنگ به رسول اللّه داد . امّ سلمه بستد و در كنار جامه بست . انس گويد : ما هميشه مىشنيديم كه حسين ( ع ) را در كربلا بكشند . « 1 » و از آن جمله ابو عبد اللّه الحافظ گويد : روايت از امام زين العابدين ( ع ) و او از پدرش و جدّش امير المؤمنين عليه السلام كه فرمود : ما از براى رسول ( ص ) خزيره « 2 » حاضر گردانيديم . و چون آن حضرت به زيارت ما آمد ، امّ ايمن از ربذه صحفه‌اى « 3 » از خرما به رسول ( ص ) فرستاده بود . رسول ( ص ) بخورد و ما نيز بخورديم . پس آب وضو بياورديم . رسول ( ص ) بستد و تجديد طهارت كرده ، روى به قبله كرد و آنچه خواست بخواند ، پس به زمين افتاد با چشم گريان چون باران . ما از رسول ( ص ) چيزى نپرسيديم . حسين ( ع ) بجست و بر رسول افتاد و گفت : يا ابة ، رايتك تصنع ما لم تصنع مثله قطّ . رسول ( ص ) گفت : يا بنىّ سررت بكم اليوم سرورا ما لم اسرّ بكم مثله . و انّ حبيبى جبرئيل اتانى فاخبرنى انّكم قتلى و انّ مصارعكم شتّى ، فاحزننى ذلك فدعوت اللّه لكم بالخير . فقال الحسين ( ع ) : فمن يزورنا على تشتّتنا و تبعّد قبورنا ؟ فقال

--> ( 1 ) - اعلام الورى / 44 ، احقاق الحق 11 / 360 . ( 2 ) - خزيره : نوعى غذا . ( 3 ) - صحفه : كاسهء بزرگ .